شمس الدين محمد بن محمود آملي

48

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

ربوبيت است ، و اينصفت ازو برنخيزد الا بتجلى صفات الهى . پنجم عجب و خودبينى كه همواره نفس بمحاسن صفات خود به عين رضا و تعظيم مشاهده نمايد ، و اندك چيزى كه ازو به ديگرى رسد آن را وقعى و وزنى تمام نهد ، و سال‌ها فراموش نكند و او را غريق منت خود داند ، و اگر بسيار نيكى از ديگرى به دو رسد آن را در محل اعتبار نيارد . و اينصفت از جمله صفات مهلكه نفس است چنان كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود ثلاث مهلكات : شح مطاع ، و هوى متبع ، و اعجاب المرء بنفسه ، و عرفا گفته‌اند : النفس صنم ، و النظر اليها شرك ، و القهر فيها عبادة ، و اينصفت از نفس برنخيزد الا بمعرفت . ششم بخل و امساك كه چنگ در اموال و اسباب و مرغوبات و مشتهيات زند و از بهر تكاثر و تفاخر يا از خوف فقر و احتياج از دست بيرون ندهد ، و چون اينصفت در نفس قوى گردد حسد ازو متولد گردد . زيرا كه چون صاحب حسد اگر كسى را بنعمتى مخصوص بيند زوال آن طلبد و نخواهد كه از كسى چيزى صادر شود پس همچنان بود كه بخل بمال ديگران كند ، و چون اين معنى قوى شود حقد بديد آيد پس هركرا با خود در نعمت مساوى يابد يا به فضيلتى ممتاز بيند زوال و هلاك او را پيوسته خواهان بود و اينصفت از نفس برنخيزد الا بغلبه نور يقين . هفتم شره و خواستارى كه نفس پيوسته در شهوات و لذات متعدى و متمادى بود و بر حد اقتصاد و اعتدال اقتصار ننمايد ، و حوصلهء نياز او به هيچ پر نشود تا بهلاك انجامد ، و اينصفت ازو برنخيزد الا بتقوى . هشتم طيش و سبكبارى چه نفس بر هيچ چيز قرار نگيرد و بهنگام ورود خاطر شهوات و مرادات قولى و فعلى هيچ توقف و تثبت ننمايد ، و خواهد كه فى الحال استيفاى آن كند و بر ايقاع مراد منازعت و مبادرت نمايد و اينصفت ازو